تبليغاتX
رد پای من


 

 من هيچ وقت نمي خواستم مسائل كاري و درسي رو به اينجا منتقل كنم! ولي اين پيشرفت انقدر دل چسبِ كه دلم نمي ياد چيزي ازش ننويسم!

دفعه ي قبل ۱۵۱ نمونه به بيش از ۵ نوع آلودگي مبتلا شدند و از بين رفتند ! هر خونه ي plate يك رنگ شده بود! سياه،‌ بنفش،‌ زرد، سبز ...

اما اين دفعه همه ي ۱۵۱ نمونه به يك آلودگي مبتلا شدند! همه قارچ گرفتند و رنگ همه ي خونه هاي plate زرد شده بود!!

این یعنی خوب! یعنی پیشرفت!!

پ.ن : نتیجه گیری ۱: من آدم بدیم ؟؟!!

        نتیجه گیری ۲: سلول ها بدن؟؟!!

        نتیجه گیری۳: من ذوق هنری ندارم؟؟!!

        نتیجه گیری ۴: من دارم خُل می شم؟؟!!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 11 شهریور1386ساعت 14:2  توسط من  | 

 

این روزا هوا خوبه، یه هوایی وسط تابستون و پاییز

نه سرد و نه گرم، یه هوای دوگانه که یک حس دوگانه به آدم می ده.

مثل ماشین دوگانه سوز، مثل مخ من تو این روزا،

منم دوگانه اندیش شدم...

 پ.ن : نمی دونم چرا همه ی پست هام انقدر "من" داره!

+ نوشته شده در  جمعه 9 شهریور1386ساعت 18:38  توسط من  | 

 

این بازی تکراری ست، من قبلا این مرحله رو دیدم!

آخرشم حفظم، حتی یادمه غول نامرئی کجای صفحه است.

زندگی همش تکراری ست.

تو این دور باطل، من اشتباه می کنم، تو  هم اشتباه می کنی...

این روزها می ترسم نکنه خدا هم اشتباه کرده باشه... 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 4 شهریور1386ساعت 21:39  توسط من  |