تبليغاتX
رد پای من


+ نوشته شده در  سه شنبه 22 آبان1386ساعت 16:11  توسط من  | 

 

هورااااااااااااااااااااااااااااااااا

من بالاخره دفاع کردم!!!!

عالی بود! عالی!

من دیشب دچار یک جهش شدم!

من دیشب چند سال بزرگ شدم...

دچار یک حس بزرگ منشانه شدم! D-:

لذت این پایان انقدر زیاد است که می توان به همه چی لبخند زد!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 آبان1386ساعت 11:34  توسط من  | 

من به پایان می اندیشم...

نزدیک است

نزدیک تر از همیشه

حتی خندیدن هم دورش نمی کند...

آمده است

پایانی مصادف با پایان...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 آبان1386ساعت 10:58  توسط من  | 

 

شب شد...

چراغا روشن شدن...

من اینجام! یه جایی وسط بیابون

الانه که دلم هوایی می شه...

می خوام برگردم خونه

هنوزم مي شه خسته موند

هنوزم من مي تونم قاط بزنم

هنوزم مي شه گريه كرد

هنوز مي شه خيلي كارها رو كرد

هنوز هم مي شه خيلي كارها رو نكرد

هنوز مي شه خسته موند

هنوز نمي شه تو زندگي ctrl+z گرفت

 

پ.ن : هنوز اين پست كامل نيست!

          هنوز من نخواستم تو زندگي ctrl+z بگیرم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 آبان1386ساعت 17:32  توسط من  |