تبليغاتX
رد پای من


 

عید داره می شه!

چقدر زود پارسال بود!!!

حس عجیبی داره مرور همه اتفاقایی که تو این ۱ سال گذشته توی چند دقیقه!

یعنی سال دیگه هم این موقع انقد زود می شه؟!

دلم می خواد که سال کلی خوبی باشه...

 

سال نو کلی مبارک!!!!!!!!

برای همه آرزوی شادی و موفقیت می کنم :-)

 

الان چند ده دقیقه بعده... نمی دونم چرا دلم گرفت...

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 اسفند1386ساعت 23:48  توسط من  | 

 

حس عجیبی دارم...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 اسفند1386ساعت 14:37  توسط من  | 

 

برای تنوع هم که شده سعی می کنی تیک های جدیدتری پیدا کنی

سعی می کنی در بحث هایی شرکت کنی که هیچ وقت شامل حالت نبوده و احتمالا هم هیچ وقت نخواهد بود

توی راه به آهنگ های جدیدتری گوش می دی

گاهی وسط خیابون نعره می کشی

گاهی به همه لبخند می زنی

گاهی به همه اخم می کنی

یه روز از صبح تا شب هیچی نمی خوری

یه فیلم و صد بار می بینی

برای تنوع هم که شده یه سوپر ساندویچ سفارش می دی و همون موقع نمی خوریش تا فردا ظهر فکر داشتنش تو کیفت خوشحالت کنه

برای تنوع هم که شده قورمه سبزی و می ریزی تو ماست و کلی همش می زنی بعد می خوری

برای تنوع هم که شده...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 اسفند1386ساعت 11:49  توسط من  | 

 

این روزها همه چیز مثل دارد

مثل یک گوله ی برفی می مونه که از یه دستت بندازیش تو دست دیگت

بعد دوباره تو همون دست

تو دست دیگه

گوله سرده

تو نمی تونی بندازیش زمین

چون...

شاید یه نیروی جاذبه داره...

گوله هی بزرگ و بزرگ تر می شه

سرعت دست به دست کردنش هم بیشتر و بیشتر می شه

بزرگ تر

تندتر

بزرگ تر

تندتر

بزرگ تر

اون قد که احساس می کنی داری خفه می شی

و توی تمام لحظه هایی که گوله رو هواست و می خواد بیفته رو دست دیگت تو زندگی می کنی

نمی دونم آخرش گوله می یفته و می پکه

یا سرعتش کم می شه

یا تصمیم می گیره مثل بقیه گوله برفی ها سیر طبیعی شو طی کنه و آب شه

می دونم بقیه احتمالات به چیزهای خوبی ختم نمی شه

البته خیلی هم فرقی نداره

چون تا حالا هیچکدومش اتفاق نیفتاده

 

پ.ن: مثل دیروز و امروز و فردایم که نه این روزاهایم می ماند

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 اسفند1386ساعت 9:45  توسط من  |