تا حالا سه نفر پیدا شده اند که به ترتیب 8.000 ، 16.000 و 120.000 دلار بدهند و من را بگذارند توی hitlist که آدم های جانی بیایند و ناک اوت ام کنند
ای بابا
باور کنید من هم که صبح ها پا می شوم و مافیا را چک می کنم و می بینم که چقدر به من حمله شده است و پول هایم را برده اند و املاکم را تخریب کرده اند نمی روم آدم استخدام کنم که!!!
:(
زندگی است دیگر می گذرد
بهتر است بی خیالش شویم
این یه جمله ادبی اینا بود نوشتم تا روم بشه بگم که
یک دختر خانومه بود بعد کلی شیک شیک داشت راه می رفت
کلی دیگه مانتو شیک و شلوار لوله ای و ایناها
بعد کفشاش از این کفش پاشنه بلند ها بود قریب 10-12 سانت ایناها
بعد از این مدل هایش که روی پا باز است :)
دیگه این دختر قصه داشت راه می رفت و راه می رفت و یک هو
این پای راست و که بلند کرد گذاشت زمین
جوراب هم نداشت ها
هیچی دیگر پا را گذاشت یک 10-12 سانتی پایین تر
بعد کفشش شیک روی زمین پشت سرش بود
می دونم بی شعور بودم
ولی کلی خندیدم
دور بودم
نشسته بودم جایی
شد کلی از ته دل بخندم :))
این را خیلی وقت است دلم می خواهد بنویسم
از همان روز اولی که رفتم این جای جدیدی که کارهای پروژه ام را بقیه اش را تمام کنم
استرس می دهد به آدم دیگر
آدم می خواهد برود یک جایی خوب فکر کند استراحت کند
چه بسا مثل من تصمیمات بزرگ بگیرد :)
بعد ببینی روی در و دیوار نوشته اند:
توجه توجه آب گرم آلوده است!
یعنی که چه!
خوب همین می شود دیگر
استرس وارد می کنند دیگر
از کل دنیا ما یک علاقه ی خاصی به دستشویی داشتیم
این هم این طور شد
جبر غم انگیزیست ...
اصلا نمی شه یه صفحه باز کرد و نه بلاگ ها رو نه اصلا دیگه هیچ جا رو
دو اینکه من خیلی با خودم شاخ در میارم
یعنی می شه یهویی از یه کسی متنفر می شم
همین دیگه
الان تو تاریکی ام :))
نمی بینم دیگه
اعمال شاقه است :)