غذا که می خورم که بعد می روم ظرفش را می شورم
که انقدر به این خانه می رسم
که همه چیز انقدر باور نکردنی همیشه مرتب است..
که فکر می کنم یادم بیاید که اینجا منم که دارم زندگی می کنم
امروز که داشتی می گفتی جلوی در شیشه ای دانشکده ایستاده ای
که فکر کردم هنوز در شیشه ای روی پاشنه اش می چرخد
متولدین 70 آمده اند
بزرگ تر از آن شدم که فکرش را می کردم
واقعا هم دیگر بزرگ شده ام
یعنی دیگر حس بیرون و درون هم یکی شده
:)
ها یک فکری می کنم برای بعدا
حتما همه این ها را بعداتر ها هی می خوانم
اگر بلاگفا نپکد تا آن بعد ها
پس بگذار بگویم
اینجا خوب است
خانه را دوست دارم و از ظهر به بعد پرپر می زنم که بپرم و پا بزنم تا خانه
غذا پختن را دوست دارم
یک ظرافت وسواس گونه ای پیدا کرده ام
همه چیز خوب و مرتب است
همین فعلا :)
می دانی اینجا یک نفر هست که چقدر شبیه توست
شبیه تو حرف می زند
شبیه تو آدم را یک طور خوبی دست می اندازد
شبیه تو تشویق می کند
می دانی از هر چه که فکر کنی به تو شبیه تر است
یک جوری انگار فکر می کنم که این تویی
که انگار تو هم اینجایی
که ای کاش تک تکتان اینجا بودید و من الان قدر یک دنیا غم دارم
قدر یک دنیا دلم همه چیز را می خواهد
قدر یک دنیا تنهایم
می دانی این شاید حس الان باشد
می دانی داشته باشم که پا بزنم تا خانه و سر راه بروم خرید
شاید حالم بهتر باشد
شاید از روی پل که رد می شدم لبخند بزنم و دل خوش باشم
می دانی رها نمی شود اما این فکر
که نامردی ست که اینجا مردمش انقدر خرم باشند و
بعد حالا تک تکمان داشته باشیم فکر کنیم و فکر که این جمعه چه می شود..
می دانی
من قدر یک دنیا دل تنگتانم..
عاشق چیزی که نیست شد روی دریا خونه ساخت
هی فکر می کنم مثلا این یکی را می شود بعدش قندان کرد
یا توی این یکی نهار هر روزم را می ریزم و می برم
این یکی جا اسکاچی می شود بعدش
دیگر این که یک طوری غیر باورانه تلقین شده ام که درس و پروژه را دوست دارم
امروز نیم ساعت هم بیشتر ماندم و مقاله خواندم مثلا
دیگر از همه ی این ها که بگذرم به تو می رسم
به همان 5 روز که تویش هی می گردم و می گردم و می گردم
حق بده زور بزنم تا یادت را نگه دارم
می دانی این جا که کسی نیست و باید دل خوش کرد به اسکایپ ها و چت ها
بودن هر کسی آن طرف تر ها که یادت را زنده نگه داشته باشد برای آدم غنیمت است
می دانی همان خیالش کافی ست تا آدم لبخند بزند و راه برود و خرید کند و دنبال ظرف غذاها باشد
هر چند به هیچ چیز مطمئن نباشد
من نمی دونم این خارجی ها چطور می شورندخودشان را وقتی ..
اصلا مگر می شود دستشویی آب نداشته باشد!؟
شده است دیگر اما
از دیروز هی جلوی خودم را می گیرم
دیگر دیدم بیشترش نمی شود
هی فکر کردم می رم عصری آفتابه ای پارچی چیزی می خرم
در هر صورت صبح زود بود
چاره ای نبود
رفتم به مسلخ گاه دیگر
هنوز داشتم غصه ی مصیبت نیامده را می خوردم که چشمم به دوش افتاد D:
از این شلنگی هاست که آویزانش کرده اند
رفتم سر دوش رو باز کردم
حالا شلنگ با یکم سختی به توالت می رسد
باز کردن شیرش هم سخت تر است
دستم راحت نمی رسد
اما همه اش می ارزد
خیلی هم می ارزد D:
من رسیدم
اینجا شکل و هوایش هر دو مثل شمال خودمان است
با آدم هایی متفاوت
حس این را می کند آدم که یکهو وسط یک فیلم خارجی منتاژ شده است
خونه ام خوب و خوشگل است
نقلی ست و دوست داشتنی
شهر را هنوز بلد نیستم
اما رفتم و خرید کردم
خوشگل است
مثل همان فیلم ها که می بینیم :)
دیگر این که این نت اگر نبود و نباشد دلم می پکد
وسایلم را چیده ام
کلی جای کار دارد خانه ولی
می خواهم گل و گلدون بخرم
اینجا یک حیاط خلوت دارد مشترک
درش از توی اتاقم هست
هیجان انگیزه
جا که بیفتم می روم از این آویز ماویز ها می خرم
قاب و این ها
هنوز دارم با ساعت آنجا کار می کنم :))
صبح که پاشدم فهمیدم هنوز می شود 2 ساعت و نیم دیگر خوابید
همه چیز خوب است غیر از همان نبودن هیچ کدامتان اینجا... کم نیست خودش
ریختمش
:)
می دانی هیچ کس نمی تواند مثل تو شود
ای لامصب بشکن دیگر
بشکن و نگذار انقدر همه را با تو بسنجم..
وای بر من
وای بر من..
پ.ن: یادم نبود از اول های نوشته ی قبلی
من آدم عجیبی هستم
کسی که نمی داند
اما خودم
خودم را می ترسانم
سرم داغ است
شانس یاری نمی کند
خدا به کداممان دارد رحم می کند؟
می دانی می ترسم از تو بنویسم
نمی خواهم از دست بروی
نباید از تو نوشت
نباید از تو گفت
هی دیدی چه زود دیر شد
کسی چه می دانست چه می شود
یعنی جدی جدی من هفته دیگه در واقع کمتر از یه هفته دیگه اینجا را از یک جای دیگر
یک جای دور دیگر آپ می کنم
شاید ندید بدید بازی در آوردم
گفته باشم از همین الان
میام و همه چیز را فرت و فرت می نویسم گفته باشم :)
بعضی تاریخ ها هست آدم باید یادش بماند مثل 20 مرداد یا کمی راستگوتر که باشم می گویم 22 مرداد
این روزها زندگی در بستن و باز کردن و وزن کردن یک چمدان 30 کیلویی می گذرد
روزهای گیجی است
روزهای بی تصور