تبليغاتX
رد پای من



اینجا می شود شب هایی هم باشد که زیر پتو ضجه بزنی و

هیچ فرقی نکند که 6 لباس بافتنی تنت باشد و هیچ فرقی نکند که هوا آن بیرون سرد هم نباشد

می شود بلرزی از سرما و تنت داغ باشد

می شود بند بند تنت در حال جدا شدن باشد

گلوله می شوی زیر پتو و تند تند نفس می کشی و خودت را می چسبانی به دیوار

می شود رمق نداشت بلند شد و حتی قرص خورد

می شود یاد همه روزهای گذشته ات بیفتی و تنها اشک هایت باشند که گرمت کنند

خدا پر رنگ می شود و

می شود ناله کرد

خدایا بغلم کن

...

+ نوشته شده در  شنبه 25 مهر1388ساعت 11:28  توسط من  |