اینجا می شود شب هایی هم باشد که زیر پتو ضجه بزنی و
هیچ فرقی نکند که 6 لباس بافتنی تنت باشد و هیچ فرقی نکند که هوا آن بیرون سرد هم نباشد
می شود بلرزی از سرما و تنت داغ باشد
می شود بند بند تنت در حال جدا شدن باشد
گلوله می شوی زیر پتو و تند تند نفس می کشی و خودت را می چسبانی به دیوار
می شود رمق نداشت بلند شد و حتی قرص خورد
می شود یاد همه روزهای گذشته ات بیفتی و تنها اشک هایت باشند که گرمت کنند
خدا پر رنگ می شود و
می شود ناله کرد
خدایا بغلم کن
...