تبليغاتX
رد پای من


 از امروز که استادم هی زنگ می زد و من همش استرس گرفته بودم که گزارش کارهایم را تند تند انجام دهم برای تحویل

و حالا که دیدم استادم فقط می خواست بداند من خوبم یا نه

فقط می خواست بداند که نکند این روزها من هم مثل خیلی از هم وطنان و خواهر ها و برادر هایم گلوله خورده باشم دست گیر شده باشم یا ..

نگران بود..

این روزها همه نگرانند

من غمگینم

می دانم تو هم غمگینی..

قلبم می لرزد


زنده باد ایران


+ نوشته شده در  سه شنبه 2 تیر1388ساعت 13:49  توسط من  |